مير سيد شريف راقم سمرقندى
167
تاريخ راقم ( فارسى )
بود . در شهور 1004 نداى « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً » به گوش جانش رسيد و در زمرهء « فَادْخُلِي فِي عِبادِي وَ ادْخُلِي جَنَّتِي » داخل گرديد . تاريخ وفات مشار اليه را زبدة الاقران ميرزا رستم ديوان كه در عهد سلطنت جوانمرد عليخان منشور كتابدارى به اسم نامى او نوشتهاند بسى نيكو گفته : تاريخ آن شمع يقين كه جمع بودند * پروانه صفت به گِردش احباب بودند به خدمتش جهانى * بر بسته كمر به كسب آداب هادى هدى و مرشد دين * پير همدان و شيخ اصحاب چون رفت از اين جهان فانى * نوشيد ز چشمهء بقا آب منشى قضا نوشت تاريخ * « مخدوم جهان قطب الاقطاب » تاريخ وفات خواجه عبد الرشيد خواجه عبد الرشيد ولد ارشد خواجه عبد الشهيد كه از اولاد امجاد قطب الابرار ، غوث الاخيار ، مرجع الاولياى الكبار ، ملاذ اتقياء ذوى الافتخار ، حضرت خواجه احرار قدّس سرّه . مشار اليه چون نقطهء مركز ، قدم استقامت از دايرهء اطوار بزرگان بيرون ننهاده بلكه سررشتهء مشابهت و مماثلت آباء كرام و اسلاف عظام را از دست نداده و آستين و گريبان تقوى را به طراز اقتدار پدران مطرز گردانيده و رداى انقياد اجدادش را به دوش اعتقاد رسانيده . چون دنيا مأمن فراغت نيست دامن همت از گرد علايق افشاند . در حدود سنهء 1000 و از روى كريمه « أَهْلُ التَّقْوى وَ أَهْلُ الْمَغْفِرَةِ » مقيم جنت المأوى گرديد و در جوار پدران مدفون گشت . مولانا وفايى كه از فضلاى ولايت تاشكند است تاريخ فوت مشار اليه را چنين فرموده : تاريخ رشيد آن خواجهء با فضل و دانش * نبود او لحظهاى ز اهل درد منفك به غير از ياد حق از لوح خاطر * همى كردى ز صدق روى دل حك به نزد همتش كمتر ز جو بود * اگر بودى طلاى سرخ صد لك چو تاريخ وفاتش را بجستم * خرد گفتا بگو « مفغور بىشك »